دسته‌ها
رمان

دانلود رمان عاشقانه ثمره انتظار pdf اندروید

دانلود رمان عاشقانه ثمره انتظار pdf اندروید

دانلود رمان عاشقانه ثمره انتظار pdf اندروید

نویسنده: فرناز سیادت

موضوع: رمان

تعداد صفحات: ۵۷۲

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

داستان درباره دختری به اسم ثمره و پسری به اسم میثاق هستش. ثمره دختریست که از کودکی ناف بر میثاق شده. میثاق نیز یک سالن زیبایی اندام دارد و عاشقانه ثمره را دوست دارد. این در حالی است که ثمره میثاق را به عنوان پسر عمه دوست دارد نه یک عشق ….

کوله ی ورزشیِ رو دوشیمو از این شونه به اون شونه می کنم صدای سوت و یه متلک

– (ماشــــالله)

سرمو برمی گردونم دوباره یه پسر ریزه میزه ی دیگه و یه متلک دیگه

– (مرسی هیکل)

اعصابم بهم ریخته بود.. اگه میثاق منو می دید چی؟؟ حتما دوشقّه ام می کرد…. دوباره یه پسر دیگه که از قصد داشت تو شیکمم می اومد.

آشغالها…. آخه به تیپ من میخوره که اینکاره باشم؟

مقنعمو رو سینم مرتب می کنم…. هیکل درشت داشتن خیلی سخته یا باید مراقب باشی از پشت مانتوت به تنت نچسبه یا باید مدام دستت به مقنعه ات باشه تا سینه هات زیاد تابلو نشه.

اوف…. خدایا چی می شد من تو انگلیس یا آمریکا به دنیا می اومدم که مدام تنم نلرزه و ناراحتی روانی نگیرم؟

سوت بعدی از بیخ گوشم گذشت…… دستامو رو بند ساک مشت کردم.

خدا کنه میثاق پیداش نشه….. هر چند شانس ندارم که…… هر بار که مسابقه داشتم مثل جن ظاهر می شد.

کلمات کلیدی: رمان رمانتیک، رمان فارسی، رمان اجتماعی، دانلود رمان عاشقانه، رمان جالب، رمان عاشقانه


دانلود رمان عاشقانه ثمره انتظار pdf اندروید

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 103

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.17 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی داستانی دربارهٔ دختری است بیست و دوساله به نام سارا که قبلاً ضربهٔ روحی بسیار بدی خورده و روحش بسیار رنجور شده است. او فکر می‌کند نامزدش عرشیا مرده است.

سارا به صورت خیلی اتفاقی با بهزاد آشنا می‌شود بهزاد عاشق سارا می‌شود و باهم عروسی می‌کنند! بعد از مدتی می‌فهمد که بهزاد به او خیانت می‌کند اما اینگونه نیست و این بدبینی باعث می‌شود آن‌ها برای مدتی از هم جدا شوند و زندگیشان دگرگون بشود و…

در قسمتی از کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی می‌خوانید:

ماندانا- بهزاد خیلی عوضی تشریف دارین ازت متنفرم خیانت اینطوری منو باش داشتم روی مخ بابا مامان راه میرفتم که اجازه بدن منو تو باهم ازدواج کنیم اما تو داشتی ………

بهزاد- ماندانا وایسا باهات حرف بزنم خیلی چیزا هست که باید بهت بگم؟!
ماندانا- بگو ببینم چیزی داری بگی یانه؟!
بهزاد- بذار بریم بیرون برات توضیح میدم!

-ماندانا داشت بهم نزدیک میشد وقتی به جلوی پام رسید و روبه بهزاد کردو گفت : سلیقت خوبه خوشگله! تا تو چشماش نگاه کردم چنان چکی بهم زد رَبُ و رُبعمو رو یادم رفت و چون جون نداشتم پرت شدم روی زمین !!
ماندانا- چه بی جون بدبخت بی چاره نمیدونم بهزاد از چی تو خوشش اومده؟!
بهزاد- خفه شو! سارا دستو بده من؟

-خواستم دست بهزاد رو بگیرم که دیدم یه لقد اومد توی شکمم از هوش رفتم از درد! تنها چیزی که دیدم این بود که ماندانا این کارو کرد و بهزاد گرفتش زیر بار کتک و چشمام رفت روی هم!

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان همیشه در قلب من بودی و هستی، دانلود pdf رمان همیشه در قلب من بودی و هستی، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب همیشه در قلب من بودی و هستی


دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

نویسنده: فاطمه ایمانی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 593

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.8 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان عروسک جون توسط فاطمه ایمانی نوشته شده است.

می‌دونی عروسک جون وقتی دنیات به کوچیکی شهری شه که توش نگاه‌ها همه آشنان اما قلبا نا آشنان… وقتی رویاهات به طرز خنده آوری تو یه حجم سفید پیچیده و میون یه جمع سیاهپوش که چشم تو را دیدن رو ندارن به خاک سپرده می‌شه وقتی آخرش می‌فهمی همون رویاها فقط یه مشت کابوس بودن… اونجاست که حس می‌کنی دیگه چیزی برای از دست دادن نداری و به آخر خط رسیدی اما… من می‌خوام رو پاهام بمونم. فقط به خاطر تو عروسک جون…
در قسمتی از رمان عروسک جون می‌خوانید:

نمی‌خواستم برات یه وبلاگ درست کنم، نمی‌خواستم برات دفتر خاطرات پرکنم، می‌خواستم باهات حرف بزنم. با تویی که هستی و می‌تونم لم” سی” ت کنم، درکت کنم و بهت بگم چقدر دوستت دارم. من هیچ وقت عروسسک نداشتم. یعنی داشتم اما به هیچ کدو مشون حس تعلقی نداشتم. سرنوشت همه شونم تقریبا یه جور بود. یا دست و پاشون می‌شکست و من تو باغچه‌ی خونه دفن شون می‌کردم یا می‌رفت توقفسه‌ی عروسک‌های افسون خواهر کوچیکترم که مادر بهتری ایشان را برا بود. اما حالا که تنها شدم، حالا که همه‌ی راهها جلو چشمهم دیوار شدن، حالا که تو این قفس تنگ روزمره گی‌هام اسمیرم، می‌خوام با تو حرف بزنم. با تویی که قراره عروسک جون من باشی و من قرار نیست به هیچ قیمتی از دستت بدم. شاید الان فقط یه برآمدگی کوچیک ویه حجم هلالی تو بطنم باشی اما زنده‌ای و با زنده تو را بودن و این سماجت دوست داشتنیت برای ادامه دادن وادارم کردی دوباره بلند شام و برای زندگی جفتمون تلاش کنم. می‌دونی عروسسک جون دلم از این آدما خیلی گرفته. از این آدما که تا قصه مو

شنیدن گفتن: حقش بود. هرکی خربزه می‌خوره پای لرزشم می‌شینه… افسانه لیاقتش بیشتر از این نبود…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب عروسک جون، رمان اجتماعی، دانلود رمان عروسک جون، دانلود pdf رمان عروسک جون, book, pdf, فایل, خلاصه کتاب داستان, بهترین رمان های ایرانی, بهترین رمان های جهان


دانلود کتاب رمان عروسک جون

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان جرات یا حقیقت pdf

دانلود کتاب رمان جرات یا حقیقت pdf

دانلود کتاب رمان جرات یا حقیقت pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 466

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.7 مگابایت

منبع: کتاب سبز

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان جرات یا حقیقت داستان دختری به نام الناز با دغدغه‌های یک زندگی عادی از خانواده‌ای معمولی است. این دختر در یک بازی کودکانه راهی رو انتخاب می‌کند که در آن علامت سوال‌های زیادی برای او به وجود می‌آید.

در بخشی از رمان جرات یا حقیقت می‌خوانید:

آدمک‌ها می‌گردند و زمان، گرد پیری را روی چهره و مو‌هایشان می‌نشاند. عوض می‌شوند و بعد از از دست دادن زندگی که مطلوب بود، تازه به باید‌ها و نبایدهای رفتار‌هایشان پی می‌برند. اما حقیقت را مسکوت باقی می‌گذارند و طبق عادت دیرینه، انگشت اتهام سمت دیگران می‌رود. و روزی می‌رسد که وقت اعتراف است. حقیقت‌ها را اعتراف می‌کنی، فقط در صورتی که جراتی باشد. یا باز هم راه را بی‌راه می‌روی و می‌خواهی از تمام حقیقت‌ها فرار کنی. پس شاهرگ زندگی را می‌بری؛ و باز هم فقط، در صورتی که جراتی باشد.و انتخاب با تو است…
جرات یا حقیقت؟!

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان هیجانی، دانلود رمان جرات یا حقیقت، دانلود رایگان کتاب رمان جرات یا حقیقت، دانلود رمان جرات یا حقیقت، رمان عاشقانه، دانلود کتاب جرات یا حقیقت، رمان جرات یا حقیقت


دانلود کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان پرستار من pdf

دانلود کتاب رمان پرستار من pdf

دانلود کتاب رمان پرستار من pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 560

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.63 مگابایت

منبع: کتاب سبز

توضیحات درباره کتاب

رمان پرستار من درباره دختری است که زندگیش پر از پستی و بلندی هست، بر اثر یه اتفاق همه‌ی زندگیش تغییر می کند، شاید به سوی خوشبختی میرود، شاید هم…

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

تند تند راه می‌رفتم و با خودم حرف می‌زدم. از کاری که می‌خواستم انجام بدم مطمئن نبودم، یعنی برام خطری نداره؟ زندگیم چی؟ زندگیم و سرنوشتم رو با دستای خودم خراب نمی‌کنم؟

خدایا این کاری که می خوام انجام بدم برای دل مادریه که از غصه فرزندش افسرده شده. خدای مهربونم تو همه یار و یاور من، تو این دنیایی… کمکم کن من راهنمایی ندارم تو این راه تاریکی که قدم گذاشتم تنهام نذار”.

از ترس و دلهره دستام یخ کرده بود. همیشه همین طور بود وقتی زیادی استرس داشتم قلبم تو دهنم بود. رسیدم به در خونه… نگاهی به ساختمان کردم. سه طبقه بود، بزرگ و مجللی. همون جوری که لیلا جون تعریف کرده بود. عین قصر می‌درخشید. یعنی این خونه فقط ماله پسرشه؟

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود کتاب پرستار من، دانلود رمان ایرانی، رمان عاشقانه پرستار من


دانلود رایگان کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان هیاهوی دلدادگی pdf

دانلود کتاب رمان هیاهوی دلدادگی pdf

دانلود کتاب رمان هیاهوی دلدادگی pdf

نویسنده: مژگان رضایی راد

موضوع: کتاب‌های داستان

تعداد صفحات: 27

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 205 کیلوبایت

منبع: کتاب سبز

توضیحات درباره کتاب

در کتاب رمان هیاهوی دلدادگی می‌خوانید:

با صدای باز شدن در سرم را از روی پاهایم که درون شکم جمعشان کرده بودم برداشتم و به زن چادر به‌سر مقابلم چشم دوختم.
– پاشو باید بریم. تکیه‌ام را از دیوار سرد سلول می‌گیرم و از جا بر‌می‌خیزم، دستی بر روسری‌ام می‌کشم و گره‌اش را محکم‌تر می‌کنم.
کاشکی آنقدر جرات در خود داشتم که با همین دست‌هایم، راه نفس کشیدنم را سد می‌کردم.
نگاهی به هم سلولی‌ام انداختم، در سکوت، با چهره‌ای بی تفاوت به حرکاتم چشم دوخته بود، حتی برای او هم، بود و نبودم اهمیتی نداشت.
_بجنب وقت ندارم الاف تو باشم.
با صدای حرصی زن به سویش می‌روم و با اشاره‌اش دستم را بلند می‌کنم. سردی دست بند آهنی دور مچ دستم، عذابی که مانند خوره در تمام وجودم رسوخ کرده بود را چند برابر می‌کند و سردرد بی امان، چشمانم را بر هم می‌فشارد.

کلمات کلیدی: مجموعه داستان کوتاه، دانلود کتاب هیاهوی دلدادگی، دانلود پی دی اف هیاهوی دلدادگی، دانلود کتاب داستان، داستان کوتاه، مجموعه داستان، مجموعه داستان هیاهوی دلدادگی


دانلود رایگان کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان دختر همسایه pdf

دانلود کتاب رمان دختر همسایه pdf

دانلود کتاب رمان دختر همسایه pdf

نويسنده / مترجم : جواد فاضل

زبان کتاب : فارسی

حجم کتاب : 1.6 مگابایت

نوع فايل : PDF

تعداد صفحه : 81

توضیحات درباره کتاب

صحبت از دختر همسایه به میان آمد و فکر مرا در ابهام گذشته های زندگی فرو برد، در گذشته های زندگی بشر. در تاریخ ما قبل تاریخ … در آن روزگار که بیابان گرد و جنگل شن بودیم. در آن روزگار از سایه و همسایه حرفی نبود. نه سایه داشتیم و نه همسایه داشتیم و نه چشم ما به آئینه « کارگاه » می افتاد تا عکس دختر همسایه را در برابر ببیند و دل مشتاق ما را به هوای خنده و لبخننده اش پر بدهد.

ای خوش آن عهد که صحبت از همسایه و دختر همسایه در میان نبود. دلها بخاطر دلپسندها از روزنه دیده سر به در نیمکردند و ماجرای رحیم نقاش و رحیم های دیگر را به صحنه زندگانی نمی کشیدند. در آن دوره بقول « نیما یوشیج » مردم، مردم خوشبختی بودند. مردم خوشبخت بودند. جز خودشان کسی را نمی شناختند و جز به قدر حاجت خود در راه معاش تلاش نمی کردند.

تا لحظه ای که سیر بودند غم گرسنگی نداشتند و همینکه گرسنه می شدند افزون خواه و آرمند نبودند و هرگز غصه بود و نبود و گذشته و آینده به دل نمی گرفتند. رنجها و غمها و قتل ها و غارت ها و قساوتها از عهدی آغاز می شود که بشر به فکر سایه و همسایه می افتد … کتاب داستان دختر همسایه اینگونه آغاز می شود:
بمن گفت.. گفت که به من بگو « تو » و گفت که من با تو وفادار خواهم ماند. به من گفت که اگر دوستت داشته باشم قلب ترا به جای درشت ترین و خوش رنگ ترین و گرانبهاترین گوهرهای دنیا می پذیرم و گفت که عشق ترا روشن تر از گوهر شب چراغ بر سینه دلفریبم جای می دهم و گفت که این تمناها و توقع ها شیوه تازه به دوران رسیده هاست و گفت که همیشه به یاد من باش و عهد کرد که همیشه بیاد من باشد.

به من گفت که امروز و فردا به اروپا خواهم رفت و قول داد که در برابر رنگ و رویای اروپا عشق اعلای مرا پامال نکند. از « ژنو » برای من نوشت که چکار می کنی ؟ احوالت چطور است ؟ آیا هنوز مرا دوست میداری ؟ آیا هنوز چشمان انتظار کش تو افق مغرب را به انتظار یک ستاره که از ماه روشن تر و از آفتاب گرمتر است نگاه می کند ؟ و نوشت که امروز و فردا به تهران بر می گردم و


دانلود کتاب رمان دختر همسایه pdf