دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان پشت یک دیوار سنگی

دانلود کتاب رمان پشت یک دیوار سنگی

دانلود کتاب رمان پشت یک دیوار سنگی

نویسنده: آرام رضایی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 756

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان پشت یک دیوار سنگی نوشته آرام رضایی داستان دختر و پسری است که به دنیا آمدن و ساخته شدن برای زندگی مجردی و تنهایی. زندگی‌های مستقل با عقاید و رفتارهای خاص خودشون که شاید برای بعضی‌ها قابل قبول نباشد. و اکنون تصور کنید این دو سر راه هم قرار بگیرند.

در قسمتی از رمان پشت یک دیوار سنگی می‌خوانید:

خلاصه این مهمونی زوری هم تموم شد و ساعت 12 همه تشریفشون و بردن. منم حاضر شدم برم خونه ام. لباس پوشیده از اتاق اومدم بیرون. بابا تا چشمش بهم افتاد میرغضب شد. همین اخماشو کرد تو هم که اشهدمو خوندم. باز با این بابا برنامه داشتیم امشب.

بابا: کجا؟

آروم گفتم: برم خونه کلی کار دارم فردا.

بابا با همون اخم ترسناکش: بی خود کردی. شب همین جا میمونی. برا منم خونه‌ام خونه‌ام نکن که میام خونه اتو به آتیش می‌کشم. من هنوز زنده‌ام تو می‌ری یه جای دیگه زندگی میکنی.

آروم و با لبخندی که سعی می‌کردم آرامش دهنده باشه گفتم: ایشالله همیشه زنده باشید اما من برای خودم خونه زندگی دارم کار دارم. باید برم.

بابا یه جیغی کشید که یه متر پریدم هوا. مامان و آرشا هم که با ترس داشتن به من و بابا نگاه می‌کردن سکته زده یه تکون بدی از ترس خوردن.

بابا: بهت می‌گم امشب اینجا می‌مونی. اصلا نمی خواد دیگه برگردی اونجا. تو همین خونه زندگی کن. کارم نمی خواد بکنی. این چه کاریه که همه‌اش به گشت و گذاری. یه روز تو این شهر یه روز تو اون شهر. کار که نیست… کاریه.

اخمام رفت تو هم. نمی تونستم خونسرد باشم. الان دوباره به خودمو کارم توهین می‌کرد. من داشتم جون می‌کندم. زحمت می‌کشننیدم. عرق میریختم تا رو پای خودم بایستم. حالا اینا شعورشون به کار من نمی رسید حق نداشتن در موردش بد بگن.

محکم گفتم: شما نمی تونید در مورد زندگی من تصمیم بگیرید.

بابا ابروهاشو برد بالا: نه می‌بینم بلبل زبون شنندی. اتفاقا” می‌تونم. خوبم تصمیم می‌گیرم همین که گفتم. برو تو اتاقت حرفم نباشه.

محکم سر جام ایستادم و با اخم گفتم: من به قدر کافی بزرگ شدم. الان زندگی خودمو دارم. به شما هم اجازه نمی دم تو کارم دخالت کنید.

این و گفتم و به سمت در رفتم. بابا با یه حرکت اومد جلوم و یه کشیده‌ای به صورتم زد و دستمو کشید وکشوندم سمت اتاقمو با داد گفت: دختره بی تربیت معلوم نیست تو این کارت چی یادت میدن که این جوری تو روی پدرت وامیسی. بهت می‌گم هیچ جا نمیری بگو چشم. حالا حالیت می‌کنم.

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، رمان طنز، رمان پشت یک دیوار سنگی، دانلود pdf رمان پشت یک دیوار سنگی، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه


دانلود کتاب رمان پشت یک دیوار سنگی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آروم دل

دانلود کتاب رمان آروم دل

دانلود کتاب رمان آروم دل

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 182

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آروم دل روایتگر دختری به اسم دلارام، دختری از قشر بالای جامعه است که قصد دارد با مردی که وضع مالی خوبی ندارد ازدواج کند اما با مخالفت شدید پدرش همراه می‌شود.

در قسمتی از رمان آروم دل می‌خوانید:

من فقط با مهراب ازدواج میکنم یا مهراب یا هیچ کس فهمیدی بابا یا اون یا هیچکس…

بابا نگام کرد نگاهش کردم چشای بابا از خشم قرمز شده بود نفس‌های عصبی میکشید واقعا ترسیده بودم ازش ولی خودم رو نباختم اصلا بالاخره دختر خودش بودم و مثل خودش سرتق و لجباز بودم یه تصمیم میگرفتن یه دنیا هم جلوم میومد جلو دارم نبود گستاخانه زل زدم تو چشای بابا هر لحظه شقیقه بابا بیشتر میزد… و بعد فریاد بابا گوشم رو کر کرد:

تو بیخود میکنی دختره‌ی خیره سر جرئت داری یه بار دیگه اسم اون پسره رو به زبون بیار.

زل زدم تو چشای بابا اشک از چشام چکید زدم تخت سینه‌ام مشت زدم به قلبم و فریاد زدم: بابا این قلبم رو میبینی این قلب فقط به عشق اون پسره میزنه این نفس‌هارو فقط به عشق اون میکشم این قلب با هر بار تپیدن اسم اونو فریاد میزنه میگه مهراب مهراب صدبار دیگه هم بگی بزنی تو دهنم میگم مهراب دوسش دارم عاشقشم واسش میمیرم اصلا بابا یا مهراب یا هیچ کس قلبم فقط به اسم اون سند زده شده مالک قلبم اونه نه هیچ کس…

سیلی بابا خفم کرد صورتم سوخت اشکام بیشتر چکید شوری خون رو حس کردم تو دهنم آخ چقدر درد داشت. واسه اولین بار بابا دست روم بلند کرد.

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان آروم دل، دانلود pdf رمان آروم دل، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب آروم دل


دانلود کتاب رمان آروم دل

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 103

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.17 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی داستانی دربارهٔ دختری است بیست و دوساله به نام سارا که قبلاً ضربهٔ روحی بسیار بدی خورده و روحش بسیار رنجور شده است. او فکر می‌کند نامزدش عرشیا مرده است.

سارا به صورت خیلی اتفاقی با بهزاد آشنا می‌شود بهزاد عاشق سارا می‌شود و باهم عروسی می‌کنند! بعد از مدتی می‌فهمد که بهزاد به او خیانت می‌کند اما اینگونه نیست و این بدبینی باعث می‌شود آن‌ها برای مدتی از هم جدا شوند و زندگیشان دگرگون بشود و…

در قسمتی از کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی می‌خوانید:

ماندانا- بهزاد خیلی عوضی تشریف دارین ازت متنفرم خیانت اینطوری منو باش داشتم روی مخ بابا مامان راه میرفتم که اجازه بدن منو تو باهم ازدواج کنیم اما تو داشتی ………

بهزاد- ماندانا وایسا باهات حرف بزنم خیلی چیزا هست که باید بهت بگم؟!
ماندانا- بگو ببینم چیزی داری بگی یانه؟!
بهزاد- بذار بریم بیرون برات توضیح میدم!

-ماندانا داشت بهم نزدیک میشد وقتی به جلوی پام رسید و روبه بهزاد کردو گفت : سلیقت خوبه خوشگله! تا تو چشماش نگاه کردم چنان چکی بهم زد رَبُ و رُبعمو رو یادم رفت و چون جون نداشتم پرت شدم روی زمین !!
ماندانا- چه بی جون بدبخت بی چاره نمیدونم بهزاد از چی تو خوشش اومده؟!
بهزاد- خفه شو! سارا دستو بده من؟

-خواستم دست بهزاد رو بگیرم که دیدم یه لقد اومد توی شکمم از هوش رفتم از درد! تنها چیزی که دیدم این بود که ماندانا این کارو کرد و بهزاد گرفتش زیر بار کتک و چشمام رفت روی هم!

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان همیشه در قلب من بودی و هستی، دانلود pdf رمان همیشه در قلب من بودی و هستی، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب همیشه در قلب من بودی و هستی


دانلود کتاب رمان همیشه در قلب من بودی و هستی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان در انتظار آرامش pdf

دانلود کتاب رمان در انتظار آرامش pdf

دانلود کتاب رمان در انتظار آرامش pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 178

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان در انتظار آرامش داستان برهم خوردن نامزدی دو عاشق؛ یکی تن به ازدواجی می دهد ناخواسته و دیگری به کینه تن می‌دهد. هر دو دست آویز می‌سازند تا درکار کسی که باعث این هجران است نفوذ کنند و حق خود را بگیرند.

در قسمتی از رمان در انتظار آرامش می‌خوانید:

_ ترانه من نمی تونم با تو ادامه بدم.

لبخند از روی لب‌هایم پر کشید و روح از تنم.

سرچرخاندم و در جستجوی اندکی مزاح به نیم رخش خیره شدم.

جدی بود؛ اما همیشه همین بود.

لبخند زدم و با دو انگشت شست و سبابه بینی‌اش را فشردم.

_ حتی شوخیش هم زشتِ آقا.

دست بلند کرد و دستم را پس زد.

_ شوخی نمی‌کنم.

صدای گرفته‌اش و سیبک گلوی لرزانش نشان از بغض عصیانگر مردانه می‌داد.

دیدم تار شد و ساعدش را با دو دست گرفتم.

_ امیر…

_ سخت‌ترش نکن ترانه، فقط برو، چون میرم!

دستش را از دستانم خارج کرد و روی فرمان گذاشت.

_ سخت‌ترش نکن

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان در انتظار آرامش، دانلود pdf رمان در انتظار آرامش، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب در انتظار آرامش, فوجی بوک, free download book, خلاصه کتاب, جزوات درسی, کتب دانشگاهی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان در انتظار آرامش pdf

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

نویسنده: هلیا بحری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 205

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 946 کیلوبایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان هامون نوشته هلیا بحری داستان دختری به نام هانا است که تصمیم می‌گیرد با صمیمی‌ترین دوستانش به مسافرت شمال برود. آن‌ها وقتی در دریا مشغول آب بازی بودند موج بزرگی هانا را با خودش می‌برد.

وقتی که هانا با مرگ دسته و پنجه نرم می‌کرد فردی او را نجات می‌دهد و هانا فقط از آن ناجی چشم‌هایش رو به یاد دارد چشمهایی که متعلق به کسی هست که زندگی‌اش را نجات داده است. آن چشم‌های محصور کننده خواب و خوراک رو از هانا می‌گیرد و هانا به دنبال ناجی خودش .می‌گردد

در قسمتی از رمان هامون می‌خوانیم:

با صدای بوق ماشینی از فکر بیرون اومدم. هومن بود.

تنها نبود. بابک هم همراهش بود. سقف ماشینشو جمع کرده بود و به همین دلیل صداشو خیلی خوب می‌شنیدم.

_نمیری کنار خوشگله؟

من که تازه به خودم اومده بودم سلام کردم. هردو جوابمو دادن.

_برو کنار دیگه پدر سگ دیرم شد

_خاک بر سرت هومن. نمیگی الان بابا بشنوه چشمهاتو در میاره؟

_بابا خونه نیست. جون هومن برو کنار دیرم شد.

دنده عقب از باغ بیرون رفتم تا بتونه رد شه. وقتی داشت رد می‌شد یه لحظه کنار ماشین من نگه داشت. بابک گفت:

_شمال رفتنتون قطعی شد؟

هومن گفت:

چشمم روشن. دختر مجرد و شمال؟ برو تو خونه تا پدر پدرسوختتو نیاوردم جلو چشمت.

کلمات کلیدی: دانلود pdf رمان هامون، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب هامون، رمان اجتماعی، دانلود رمان هامون, فوجی بوک, free download book,رمان اجتماعی,جزوات درسی,کتب دانشگاهی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان هامون

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آشوب – رمان عاشقانه

دانلود کتاب رمان آشوب – رمان عاشقانه

دانلود کتاب رمان آشوب - رمان عاشقانه

نویسنده: رویا رستمی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 483

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 7.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آشوب نوشته رویا رستمی داستان زندگی دختری است که به پدر خود را از دست می‌دهد و به این خاطر مجبور می‌شود همراه با نامادری‌اش از خانه خود دور شود و به زادگاه نامادری‌اش برود. نامادری او برادری مغرور و جذاب دارد که این دختر با او مواجه می‌شود.

در قسمتی از رمان آشوب می‌خوانیم:

آروم باش فردین می‌شنوه.

اتفاقا دارم میگم بشنوه.

فردین اینجا خونه‌ی منه دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی.

خونه‌ی شما بود خواهر، فرهاد مرد اینجا فقط ماتمکده‌ی عشقتون شده.

فردین؟

چیه دروغ میگم؟ مگه بخاطر فرهاد نبود پا رو دل بابا و مامان گذاشتی و اومدی زن مردی شدی که زن طلاق داده با یه بچه سه ماهه؟ مگه همین کارات بابا و مامانو دق نداد؟ حالا دیگه چته؟ بند اون دختربچه‌ای؟ لازم نیست براش دل بسوزونی، سر مراسم که فامیلاش خیلی براش بال بال می‌زدن.

فردین اون دختر منه انگار یادت رفته؟

فردین پر از تمسخر گفت: دخترت؟ دقیقا چه نوع دختری؟ غیر از اینکه فقط بزرگش کردی؟ وظیفه‌ات که نبود اما تا اینجا رسوندیش از اینجا به بعدش دست خودش، می‌تونه روی پای خودش وایسه.

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب آشوب، رمان اجتماعی، دانلود رمان آشوب، دانلود pdf رمان آشوب، رمان عاشقانه, رمان فارسی, فوجی بوک, free download book, دانلود pdf رمان آشوب, جزوات درسی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان آشوب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان گلشیفته pdf

دانلود کتاب رمان گلشیفته pdf

دانلود کتاب رمان گلشیفته pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 700

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 4.3 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

در کتاب گلشیفته داستان از یک رقابت کاری بین دو مرد شروع می‌شود که باعث می‌شود تقاصش را یک دختر بدهد… یک دختر تنها و بی پناه… و نتیجه‌ی اش می‌شود 7 سال دوری…

در قسمتی از کتاب رمان گلشیفته می‌خوانید:

هانیه_ البالو. شفتالو. کجایی؟ شفتالو تو که اینجایی. چرا صدات در نمیاد؟

_ شفتالو و زهر مار. اسم به این قشنگی درست بگو دیگه.

هانیه_ خب حالا. همچین میگه اسم به این قشنگی انگار میخواد بگه هانیه. برو بابا تو هم با این اسمت. اخه اینم اسمه تو داری؟

_ برو بابا تو هم آدم نمیشی. ها چته. چکارم داری؟

هانیه_ بیا بیرون بابا حوصلم سر رفت.

_ خب زیرش و خاموش کن سر نره.

هانیه_ هر هر هر. خندیدیم. قدیمی. یکم خودتو اپ تو دیت کن عزیزم.

وای خدا دیگه خستته شتدم از دستت این هانی. دیوونم کرد. کلافه گفتم_ خب

هانیه خانم حالا میگی چی میخوای عزیزم؟

هانیه عین این خرا که بهشون تی تاپ دادن چشماشو لود کرد و یه عشوه خرکیم اومد و گفت: بیا بریم بازار؟

_ هانی اصلاً حرفشم نزن. اصلاً حوصله ندار. حالا هم برو بیرون.

هانیه_ گلی. گلشیفته. شیفته جان. گلکم…

خندم و قورت دادم و گفتم: کوفت. حالا شدم گلکم. تا همین دو دقیقه پیش که شفتالو بودم.

هانیه_ من غلط کردم. حالا میای؟ جون من؟

_کی؟

هانیه_فردا قربونت برم.

کلمات کلیدی: دانلود رایگان کتاب گلشیفته، رمان اجتماعی، دانلود رمان گلشیفته، دانلود pdf رمان گلشیفته، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه, فوجی بوک, free download book, دانلود رایگان کتاب, خلاصه کتاب, book, pdf, ebook, جزوه, کتب دانشگاهی


دانلود کتاب رمان گلشیفته

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 105

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.5 مگابایت

منبع: ketabsabz

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان گلوله‌ای از بغض داستان دختری مهربان و مظلوم اما فقیر و بی‌پول به اسم شهگل است، این دختر به خاطر نبود خانواده در کناره زنی بدجنس زندگی می‌کند، اما آنقدر مظلوم بوده که نمی توانست کاری را که زن می‌خواهد را انجام بدهد اما…

در قسمتی از رمان گلوله‌ای از بغض می‌خوانید:

رینتا: راستی عرفان کجاست؟؟ میخوام در مورد فشن شو ی امشب باهاش صحبت کنم.

ارمیا اخمی کرد و به نظرش این دختر برای فشن شو خوب نبود.

ارمیا: فشن امشب با منه.

و شهگل گیج بود، و نمیدانست که ارمیا صاحب شرکت مد و فشن بود؟؟ یا حتی نمی‌دانست که این شرکت پر از دختر‌های رنگین رو بود؟؟؟

رینتا رو به ارمیا کرد و گفت

رینتا: ارمیا من باید باهات صحبت کنم

صدای در نگاه قهوه رنگ شهگل را برگرداند السا بود که از در اتاق بیرون آمده بود و چشم‌های سبزش به گوشی صورتی رنگش بود که با حس سنگینی نگاه قهوه رنگ شهگل به او نگاهی کرد بی تفاوت بود اما این دختر زیادی زیبا بود.

السا: هوم؟؟؟کاری داری؟؟خب بیا بریم صبحانه دیگه

شهگل لبخندی زد و به ارمیای اخمو نگاه کرد و آرام و خجول گفت

شهگل: آقا نمیاین برای صبحانه؟؟؟

ارمیا سریع تغیر نگاه داد و لبخند صمیمانه ای به او زد و این دل شهگل قدر مهربان بود

ارمیا: تو برو بخور من خوردم

شهگل پا برای قدم برداشت که پسرک چشم رنگین با مهربانی صدایش زد

ارمیا: شهگل

نفس در سینه اش حبس شد و فقط برادر 5 سال بزرگ تر از خودش اینگونه صدایش میزد

ارمیا: بعد از صبحانه بیا اتاقم…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب گلوله‌ای از بغض، رمان اجتماعی، دانلود رمان گلوله‌ای از بغض، دانلود pdf رمان گلوله‌ای از بغض, فوجی بوک, دانلود رایگان کتاب, free download book, خلاصه کتاب, جزوات درسی, book, ebook, pdf, جزوه, کتب دانشگاهی


دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

نویسنده: زهره بیگی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 408

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

داستان کتاب من نفسم نوشته زهره بیگی راجع به دختری است به نام سحر که عاشق پسرخاله‌اش می‌شود علاقه‌ آن‌ها دو طرف است ولی خاله‌ی او خواهرش رو برای پسرش خواستگاری می‌کند و…

در قسمتی از رمان من نفسم می‌خوانید:

وقتی از جاروکشی فارغ شدم صدای زنگ حیاط تو خونه پیچید داخل حیاط دویدم و گفتم :کیه؟

منم سحر بازکن دستام افتادن. لبخندی بی‌اختیار روی لبام اومد. مرتضی بود پسرخاله مهشیدم. اون هم با شعر دوستای جدانشدنی‌ای بودن. 23 سالش بود، یعنی هفت سال بزرگترازمن. ومن کشش خاصی بهش داشتم. البته اون وقت‌ها مفهوم درست این حسم رو نمیدونستم. دوست داشتم ساعت‌ها نگاهش روبه من بدوزه وباهام حرف بزنه. هر وقت به دیدن بابا می اومدوباهم هم‌کلام می‌شدند و بیشتربه نثروشعر باهم حرف می‌زدند به جمع دو نفرشون اضافه می‌شدم و خودم رو قاطی بحث‌هاشون می‌کردم ولذت می‌بردم. مرتضی با تحسین بهم می‌گفت: تو معنی و مفهوم بعضی از حرفات میمونم با این سن کمت درک بالایی از کنایه و شعر داری.
…و من با خنده می‌گفتم: شاگرد هم قبول می‌کنما

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، رمان اجتماعی، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان من نفسم، دانلود رایگان کتاب من نفسم، دانلود pdf رمان من نفسم, book, ebook, pdf, جزوه, فایل


لینک دانلود کتاب رمان من نفسم

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

دانلود کتاب رمان عروسک جون pdf

نویسنده: فاطمه ایمانی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 593

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.8 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان عروسک جون توسط فاطمه ایمانی نوشته شده است.

می‌دونی عروسک جون وقتی دنیات به کوچیکی شهری شه که توش نگاه‌ها همه آشنان اما قلبا نا آشنان… وقتی رویاهات به طرز خنده آوری تو یه حجم سفید پیچیده و میون یه جمع سیاهپوش که چشم تو را دیدن رو ندارن به خاک سپرده می‌شه وقتی آخرش می‌فهمی همون رویاها فقط یه مشت کابوس بودن… اونجاست که حس می‌کنی دیگه چیزی برای از دست دادن نداری و به آخر خط رسیدی اما… من می‌خوام رو پاهام بمونم. فقط به خاطر تو عروسک جون…
در قسمتی از رمان عروسک جون می‌خوانید:

نمی‌خواستم برات یه وبلاگ درست کنم، نمی‌خواستم برات دفتر خاطرات پرکنم، می‌خواستم باهات حرف بزنم. با تویی که هستی و می‌تونم لم” سی” ت کنم، درکت کنم و بهت بگم چقدر دوستت دارم. من هیچ وقت عروسسک نداشتم. یعنی داشتم اما به هیچ کدو مشون حس تعلقی نداشتم. سرنوشت همه شونم تقریبا یه جور بود. یا دست و پاشون می‌شکست و من تو باغچه‌ی خونه دفن شون می‌کردم یا می‌رفت توقفسه‌ی عروسک‌های افسون خواهر کوچیکترم که مادر بهتری ایشان را برا بود. اما حالا که تنها شدم، حالا که همه‌ی راهها جلو چشمهم دیوار شدن، حالا که تو این قفس تنگ روزمره گی‌هام اسمیرم، می‌خوام با تو حرف بزنم. با تویی که قراره عروسک جون من باشی و من قرار نیست به هیچ قیمتی از دستت بدم. شاید الان فقط یه برآمدگی کوچیک ویه حجم هلالی تو بطنم باشی اما زنده‌ای و با زنده تو را بودن و این سماجت دوست داشتنیت برای ادامه دادن وادارم کردی دوباره بلند شام و برای زندگی جفتمون تلاش کنم. می‌دونی عروسسک جون دلم از این آدما خیلی گرفته. از این آدما که تا قصه مو

شنیدن گفتن: حقش بود. هرکی خربزه می‌خوره پای لرزشم می‌شینه… افسانه لیاقتش بیشتر از این نبود…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب عروسک جون، رمان اجتماعی، دانلود رمان عروسک جون، دانلود pdf رمان عروسک جون, book, pdf, فایل, خلاصه کتاب داستان, بهترین رمان های ایرانی, بهترین رمان های جهان


دانلود کتاب رمان عروسک جون

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان غرورمو شکستی pdf

دانلود کتاب رمان غرورمو شکستی pdf

دانلود کتاب رمان غرورمو شکستی pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 228

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.77 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب غرورمو شکستی داستان زندگی دختری است که عاشق مردی می‌شود که متأهل است و صاحب یک بچه… این عاشقی ادامه‌دار می‌شود و دخترک این قصه هر چه سعی می‌کند مرد رویاهایش، نیما را از ذهن خود بیرون کند به نتیجه دل بخواهی نمی‌رسد… در پی کش مکش آیه با خود و قلب دیوانه‌ی خود، همسر مرد از او جدا می‌شود و بچه‌اش را رها می‌کند… آیه برای ماندن پیش مرد پیشنهاد ازدواج و نگهداری از بچه او را به مرد می‌دهد… و قصه ازآنجا شروع می‌شود…
در قسمتی از رمان غرورمو شکستی می‌خوانید:
بریم…میرسونمت خونه…
کاش بدونی خونه برام جای خوبی نیست…کاش بتونی دراین مورد درکم کنی
نمیتونم بیارمت پیش خودم که…
اونجا خاطرات خفم میکنه…میفهمی؟
آره آیه میفهمم…
منو ببر پیش نورا…
مامانم دل خوشی ازت نداره…
چرا؟ برا اینکه شدم زن دومت…
تازه باید قدردان منم باشه.
حالا که نیست…
عصبی داد میزنم… دارم میگم باید باشه…حالا که نیست تو هم باید اینقدر شجاع باشی که بتونی
زنت رو به مادرت معرفی کنی…اونقدر شجاع باشی که از داشتنم خجالت نکشی…
نمیکشم…به جون سایه نمیکشم…تورو به ارواح خاک مامانت دست از سرم وردار…خستم
کردی…خیلی گیر میدی…
طلا بهت گیر نمیداد؟
چون میبردیش پیش مامانت…چون ازش خجالت نمیکشیدی…
داد میزنه_بسسسسسسه.
عصبی میگم_پیادم کن…
با کلافگی آیه اذیت…
دارم میگم اینجا پیاده میشم…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب غرورمو شکستی، رمان اجتماعی، دانلود رمان غرورمو شکستی، دانلود pdf رمان غرورمو شکستی, کتاب داستان غم انگیز, فوجی بوک, free download book, دانلود کتاب های دانشگاهی, جزوات درسی, خلاصه کتاب


دانلود کتاب رمان غرورمو شکستی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان عشق در اسارت pdf

دانلود کتاب رمان عشق در اسارت pdf

دانلود کتاب رمان عشق در اسارت pdf

نویسنده: فاطمه جلال‌ وند

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 586

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.8 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان عشق در اسارت نوشته فاطمه جلال‌وند داستان زندگی دختری است که پدر و مادرش را از دست داده و به اجبار با عمه‌ی خود زندگی می‌کند و این عمه دل خوشی از برادرزاده اش ندارد و او را مقصر مرگ برادرش می‌داند…

در قسمتی از رمان عشق در اسارت می‌خوانید:

رسیدم جلوی در، صدای قهقه‌های بلند عمه و مهموناش تا اینجا هم میومد. کلید انداختم و در رو باز کردم، رفتم داخل و از پله‌های داخل حیاط بالا رفتم. در خونه رو باز کردم و وارد شدم، من با عمه اینا زندگی می‌کردم نه اینکه باهم باشیم، خونمون یه خونه دوطبقه کلنگی بود و عمه اینا طبقه پایین و من طبقه بالا زندگی می‌کنم، تنها زندگی می‌کنم البته قبلا پدرم بود ولی دوساله که دیگه آن را ندارم.

بعد مرگش عمه می‌خواست منو از خونه بیرون کنه، ولی خداروشکر طبقه بالارو بابا به اسمم زده بود و یه پسنداز کمی هم تو بانک داشتم. که باسودش زندگی رو میگذرونم عمه هیچوقت از من خوشش نمیومد می‌گفت داداشم جونشو بخاطر تو حروم کرد، تو نحسی و خیلی حرفای دیگه منم ازش بدم میومد، عمه شوهر نداره ولی یه دختر لنگه‌ی خودش داره…

کلمات کلیدی: دانلود رایگان کتاب عشق در اسارت، رمان اجتماعی، دانلود رمان عشق در اسارت، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی,  رمان فانتزی, free download book, خلاصه کتاب, کتاب های فاطمه جلال‌ وند, ebook, pdf, fooji, fuji, فوجی


دانلود کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 487

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.42 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری داستان زندگی دختری به نام نیاز که تنها دختر ارباب است. پدر نیاز انتخاب سختی را جلوی پای او می‌گذارد. و نیاز درگیر این انتخاب می‌شود و مجبور به این انتخاب است.

در قسمتی از رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری می‌خوانیم:

با خیال راحت و آرامش تمام رفتم رو سنگ دراز کشیدم که رو به آبشار بود، البته از پشت !حالا باید فکر می‌کردم به همه چی… اوقات پراسترس و پر فکرم رو اینجا می گذروندم؛ پر از اکسیژن زنده بود .به آب‌ها نگاه کردم و حرف زدم:

-سلام خدا!خوبی؟من که خوبم اما درگیرم …می‌بینی خدا جونم؟باید انتخاب کنم! نمی‌دونم درست و غلطش چیه، نمی‌دونم چیکار کنم؛ اونا خیلی زود می‌خوان همه چی رو تموم کنن، مشخصه راضی نیستن !حتی تاریخ رو مشخص کردن، یه ماه دیگه، پس من الان دارم به چی فکر می کنم؟ آهان! به اینکه بابا گفت تصمیم با منه!

کلمات کلیدی: دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب اجبار اختیاری اختیار اجباری، رمان اجتماعی، دانلود رمان اجبار اختیاری اختیار اجباری، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه, فوجی بوک, دانلود رایگان کتاب, free download book, رمان اجتماعی, کتب دانشگاهی, جزوات درسی, book, ebook, pdf


دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

نویسنده: نرگس نجمی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 1076

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 5.1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان فردا زنده می‌شوم به قلم نرگس نجمی نوشته شده است.

خلاصه‌ای از داستان رمان فردا زنده می‌شوم:

وارد باغ بزرگ که بشوید دختری رو می‌بینید که با موهای گندمی و چشم‌های یشمی روی درخت نشسته، خورشید دختری از جنس سادگی، پای حرف‌هاش بشینید برای شما می‌گوید که پا به زندگی بهمن می‌گذارد. بهمن هم با هزار و یک دلیل که عشق به خورشید هیچ جایی در آن نداره با او ازدواج می‌کند.

اما خورشید هیچ‌ نصیبی از زندگی ندارد جز رانده شدن و می‌رود، می‌رود تا خودش را بسازد، تبدیل بشود به کسی که روزی بتواند برگردد، روزی که بتواند در مقابل تمام ظلم‌های اولین مرد زندگیش بایسته و حقش رو بگیره…
در قسمتی از رمان فردا زنده می‌شوم می‌خوانید:

خورشیدی که فروغ نداشت، میان تاریکیهایش نور خوشبختی را میان شما را دس مردی جستجو کرد که ریشه‌ی وجودش را خشکاند لحظه‌ی مردنش دستی منجی شد و او تکیه کرد به فردا فردایی که زنده شود و بازگردد تا دیروز سیاهش را رنگ امروز بزند. هر لحظه درگوش تمام حسرتها و آرزوهای برباد رفته‌اش زمزمه کرد” فردا زنده میشوم”

کلمات کلیدی: دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب فردا زنده می‌شوم، رمان اجتماعی، دانلود رمان فردا زنده می‌شوم، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان طنز, book, ebook, pdf


دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان سال‌های بدون من pdf

دانلود کتاب رمان سال‌های بدون من pdf

دانلود کتاب رمان سال‌های بدون من pdf

نویسنده: کوثر غفاری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 160

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.2 مگابایت

منبع: ketabesabz

توضیحات درباره کتاب

در کتاب سال‌های بدون من ریسه‌های احساس و حماسه درهم تنیده‌اند تا ماجرایی شگفت را روایت کنند.

کوثر غفاری(نویسنده) کوشیده فضایی خشک و خشن را با شاعرانه‌هایی لطیف درآمیزد تا قصه‌ای متفاوت را خلق کند. رمانی مکاتبه‌ای که با ناپدید شدن ناگهانی یکی از قهرمان‌های داستان، ماجراجویی‌های منحصربه‌فردی را به تصویر می‌کشد و با پایانی غیر منتظره، مخاطب را غافلگیر می‌کند.

در بخشی از رمان سال‌های بدون من می‌خوانیم:

پریِ قصه‌ی آبی که بیابان شده است
ذوقِ یک غنچه به باغی که خیابان شده است
خسته‌ام مثل صدای غمی از حنجره‌ای
یا دو چشمی که ز دیدار تو حیران شده است
دل قسم داده مرا کافر عشقت باشم
من مسلمان شده‌ام او ز تو گریان شده است
دست رَد بر دل تقدیر زدم تا با تو
راه جویم به بهاری که زمستان شده است
من که از عشق گذشتم ز چه رو قصه‌ی من
مثل تقدیرِ غمِ یوسف کنعان شده است
دیرفهمیم از این شهر که افسوس اما
قَسمِ سود و زیان ظاهر ایمان شده است
این دلِ گمشده را سخت به آغوشت کَش
که به فتوای تو او عاقبت انسان شده است
چه بنویسم! به کجا باید بنویسم؟ اصلاً چطور بنویسم؟
مگر می‌شود عشق را به بند جمالت کشید؟
نامه‌هایم به صلیب سرخ و
سازمان ملل، بی نتیجه بود. هیچی!
هیچ خبری از تو نیست، حتی یک نشانه. می گویند طوری گمشده‌ای که انگار از اول نبوده‌ای. مثل یک ستاره‌ی دنباله دار که با همه وجود در آسمان هستی بدرخشد و ناپدید شود، پنهانی و ادامه راهت می‌درخشد. هر جا فکرش را بکنی رفته‌ام. هر کاری
توانستم انجام داده‌ام. اما حاصل چهار سال انتظار و پریشان حالی‌ام رسیده به اینجا…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی، رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب سال های بدون من، دانلود رمان سال های بدون من, کتب دانشگاهی, جزوات درسی, free book, ebook, pdf, فایل


دانلود کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان ازدواج توتیا pdf

دانلود کتاب رمان ازدواج توتیا pdf

دانلود کتاب رمان ازدواج توتیا pdf

نویسنده: نیلوفر قائمی فر

موضوع: رمان

تعداد صفحات:507

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب ازدواج توتیا توسط نیلوفر قائمی فر نوشته شده است. این رمان داستان دختری به نام توتیا است. او دختر کوچک خانواده و در عین حال دختر باهوش خانواده است که تمام تصمیمات او درست و صحیح است، اما در یکی از امتحانات زندگی تصمیمی غلط و بر اساس غرور کاذب می‎‌گیرد که زندگی او را زیر و رو می‌کند.
قسمتی از رمان ازدواج توتیا را می‌خوانید:

گاهی تو زندگی نمیدونی انتخابت درسته یا نه، نمیدونی عکس العملت عاقلانه است یا نه، جای عقلت غرورت تصمیم میگیره، نفرتت راهت رو نشون میده و انتقام مثل یه ویروس تموم جونتو میگیره اما زهی خیال باطل که این حس کینه جویی اول از همه به خودت ضربه وارد میکنه…!
وقتی دل آدم سیاه بشه چشماش به خیلی چیزا بسته میشه مثل معرفت، مثل عشق، مثل عقل …!

گاهی میدونی داری راه رو اشتباه میری، زجر میکشی ولی میگی غرورمو شکوندن، فکر میکنی با لج بازی داری تلافی میکنی ولی خبرنداری که لج بازی تو زندگی چاقوی دولبه است، هر ورش که بگیری دست خودتم میبره!

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی، رمان اجتماعی، دانلود رمان ازدواج توتیا، دانلود رایگان کتاب ازدواج توتیا، دانلود رمان ازدواج توتیا، رمان عاشقانه


دانلود کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آسمان مشکی pdf

دانلود کتاب رمان آسمان مشکی pdf

دانلود کتاب رمان آسمان مشکی pdf

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 544

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.6 مگابایت

منبع: ketabesabz

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آسمان مشکی داستان زندگی دختری پر انرژی به نام آوا است. او دانشجوی دکترای معماری است که توسط دوست پدرش در شرکتی مشغول به کار می‌شود و آنجا با پسری به نام سپهر آشنا می شود…

در بخشی از رمان آسمان مشکی می‌خوانید:

دﺳﺘﻪ ﮔﻞ رو ﮔﺬاﺷﺘﻢ روی ﻣﯿﺰ ﮐﻨﺎر راﻫﺮو و ﻧﺸﺴﺘﻢ ﮐﻨﺎر ﻧﯿﻤﺎ. آرش ﻧﺸﺴﺖ روﺑﺮوم و ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻢ ﺧﯿﺮه ﺷﺪ. ﻫﻤﻮن ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﻘﺘﻪ. ﺑﻌﺪ از ﮐﻤﯽ ﺻـﺤﺒﺖ از اﯾﻦ در و اون در آﻗﺎی ﺑﻬﻤﻨﯽ رﻓﺖ ﺳﺮ اﺻﻞ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ اﻧﮕﺎر ﻧﻪ اﻧﮕﺎر ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎرﯾﻤﻪ، ﺑﻪ ﯾﻪ ﻧﻘﻄﻪ ی ﻧﺎﻣﻌﻠﻮم ﺧﯿﺮه ﺷﺪه ﺑﻮدم و ﻫﺮ از ﮔﺎﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﻧﯿﻤﺎ ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﺑﺎ اﺧﻢ ﺑﻪ آرش ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻬﻤﻨﯽ از ﻣﺎﻣﺎن ﺑﺎﺑﺎم اﺟﺎزه ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ آرش ﺑﺮم ﺗﻮ اﺗﺎق ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮف ﺑﺰﻧﯿﻢ. ﻣﺎﻣﺎن ﺑﺎ ﺗﺮس ﻧﮕﺎم ﮐﺮد و ﻣﻨﻢ ﺧﻮدم رو زدم ﺑﻪ ﺑﯽ ﺧﺒﺮی. ﺳـﮑﻮت ﺑﺮﻗﺮار ﺷﺪ. ﺑﺎﺑﺎم اخمی ﮐﺮد و ﺳــﺮ ﺣﺮف رو ﺑﺎز ﮐﺮد، اون وﺳــﻂ ﻣﺎﻣﺎن ﺑﯿﭽﺎرم ﺑﺎ اﻟﺘﻤﺎس ﺑﻬﻢ ﻧﮕﺎه ﻣﯽ ﮐﺮد . ﭼﻪ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ دﯾﮕﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﻓﺘﺨﺎر ﺑﺪم.

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان اجتماعی، رمان همخونه ای، دانلود رمان آسمان مشکی، دانلود رایگان کتاب آسمان مشکی، دانلود رمان آسمان مشکی


دانلود کتاب