دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب پیش از آنکه بخوابم از اس. جی. واتسون pdf

دانلود کتاب پیش از آنکه بخوابم از اس. جی. واتسون pdf

دانلود کتاب پیش از آنکه بخوابم از اس. جی. واتسون pdf

نام کتاب: پیش از آنکه بخوابم (پرفروش ترین کتاب سال 2011)

نویسنده: اس. جی. واتسون

مترجم: شقایق قندهاری

انتشارات: آموت

سال نشر: 1391

زبان: فارسی

تعداد صفحات: 473 صفحه

فرمت: PDF

حجم: 8 مگابایت

خلاصه داستان

زمان: 2007 میلادی

مکان: انگلستان (شهر لندن)

یک روز صبح “کریستینِ” 47 ساله از خواب بیدار می شود و مردی را که کنارش خوابیده، به یاد نمی آورد. او خودش را دختری 20 و چند ساله می داند و با دیدن صورت درهم شکسته و مسن خودش در آینه متوجه تغییرات بزرگی می شود. کریستین با توجه به حرفهای شوهرش “بن” متوجه می شود که هجده سال پیش (زمانی که 29 ساله بوده) با یک ماشین تصادف کرده و در اثر این تصادف، پیوسته حافظه خود از دست می دهد. او دیگر نمی‌تواند اجزای زندگی روزمره، افراد حاضر در زندگی‌اش، خاطرات گذشته و هویت خود را به هم ربط بدهد و بفهمد در چه مرحله‌ای از زندگی‌اش قرار دارد.

درواقع کریستین هربار که می‌خوابد و خوابش اندکی عمیق می‌شود، حافظه اش به کلی پاک می‌شود و این اتفاق ناگوار بخشی از تجربه روزانه‌اش است. او 18سال بدون خاطره و حافطه زندگی کرده و از این 18 سال هیچ خاطره قابل ثبتی ندارد. همسرش باید هر روز صبح که او از خواب بیدار می شود، این مسئله را برایش تکرار کند تا او خودش را بشناسد.

کریستین مصمم است راهی برای نجات از این وضعیتش پیدا کند. او پنهانی و بدون اطلاع بن، با یک روانشناس به نام دکتر “ناش” دیدار می کند و به توصیه روانشناس خاطرات کوچکی که گاه به یادش می آید را یادداشت می کند و هر صبح این خاطرات را می خواند تا خودش را به یاد بیاورد. این یادداشت برداری ها به مرور باعث می شود حقایق وحشتناکی در مورد خود و خانواده اش فاش شود و …


دانلود کتاب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان یغمای بهار pdf

دانلود کتاب رمان یغمای بهار pdf

دانلود کتاب رمان یغمای بهار pdf

نویسنده: الف کلانتری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 1168

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

منبع: کتاب سبز

توضیحات درباره کتاب

– امروز پنجمین خرابکاریه، مراسم چهلم خراب شه دودمان همه رو به باد می‌دم.

صدای فریادش آن‌قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ‌کس در نمی‌آمد.

معمولاً از زمانی که برگشته بود، صدایش به گوش کسی نمی‌رسید و ذات کم حرفش با خارج رفتن هم عوض نشده بود.

سر همه پایین بود و کسی آتش گرفتن خرمن گندم را گردن نمی‌گرفت.

دندان قروچه ای کرد و نفرتش از این ملک و خان بودن را سر آن ها خالی کرد:

– وای به روز کسی که بدونم تموم این خرمن سوزوندنا، زیر سر اونه.

پوستشو میکنم توش پر کاه می‌کنم، بشه مترسک باغ و مزرعه!

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، رمان عاشقانه، دانلود کتاب یغمای بهار، رمان یغمای بهار، دانلود رمان ایرانی


دانلود رایگان کتاب