دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

جدیدترین رمان های فارسی ایرانی

جدیدترین رمان های فارسی ایرانی

جدیدترین رمان های فارسی ایرانی
جدیدترین رمان های فارسی ایرانی

 

یکی از سایت های جدید و بروز که شروع کرده به قرار دادن انواع کتاب های درسی و غیر درسی سایت فوجی هست. در این سایت مطالب دیگری نیز منتشر می شوند که با توجه به فضای بزرگ جستجو در اینترنت ما میخواهیم کاربران کمترین زمان برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز خودشون رو داشته باشن

اما اصلی ترین بخش سایت فوجی دانلود رایگان کتاب است، که شامل: کتاب داستان و رمان، کتاب های علمی و آموزشی، کتاب های درسی و کمک درسی، جزوات دانشگاهی تمامی رشته ها، کتاب های زبان اصلی و … است.

چرا سایت فوجی را دنبال کنیم؟

من به عنوان مدیر این سایت که در سال ۹۴ این سایت رو راه اندازی کردم بعد قبل از آن با در دوران دانشجویی مجبور بودم دائما توی اینترنت دنبالت جزوه و کتاب بگردم اما سایت کاملی پیدا نمیکردم و به همین خاطر این سایت رو راه اندازی کردم و تا الان کتاب و جزوات زیادی داخلش قرار دادم و به این کار ادامه خواهم داد. پس از شما خواهش دارم که سایت فوجی رو به دوستان خودتون معرفی کنید.

از کسانی هم که دوست دارن در بهبود سایت کمک کنن میخوایم که به سایت فوجی به آدرس اینترنتی www.fooji.ir. مراجعه کنن و از طریق شماره تماس موجود در سایت آمادگی خودشون رو اعلام کنن با تشکر از همراهی گرم شما

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان صدای پای خدا

دانلود کتاب رمان صدای پای خدا

دانلود کتاب رمان صدای پای خدا

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 256

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 4.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان صدای پای خدا داستان زندگی دختری به نام نفس، دختری هجده ساله با قلب و دلی پاک، که از خانواده‌ای مذهبی است. طی جریاناتی پا روی اعتقادات خود و خانواده‌اش می‌گذارد و با پسری از جنس کینه و نفرت دوست می‌شود. این کینه، دامن زندگی دخترک را می‌گیرد و زندگی آرام و زیبایش را، به کلی تغییر می‌دهد و در آخر، این صدای پای خداست که به گوش می‌رسد…

در قسمتی از رمان صدای پای خدا می‌شنویم:

-خب، راستش رو بخوای، بعد از هشت ماه، دیگه طاقت نداشتم که فقط عکست رو ببینم.

می‌خواستم بیام و از نزدیک این چهره‌ی معصوم رو ببینم.

آن‌قدر کنار هم ماندیم و از همه‌جا حرف زدیم که به کل زمان را فراموش کرده بودم.

با صدای زنگ موبایلم، تازه متوجه شدم که هوا تاریک شده است.

موبایل را از کیف کوچک دستی‌ام خارج کردم و وقتی نام حاج بابا را بر روی آن دیدم، از ترس چهارستون بدنم به لرزه افتاد.

-بله؟

-کجایی دختر؟ یه نگاه به ساعت کردی؟

-سلام حاج بابا، ببخشید، داشتیم با مهسا درس می‌خوندیم؛ به کل زمان فراموشم شد. الان میام.

-علیک السلام، لازم نکرده این موقع شب تنها راه بیفتی تو خیابون؛ الان نریمان دنبالت میاد.

-خودم با تاکسی می‌تونم بیام.

-گفتم لازم نکرده، فقط آماده باش.

-چشم.

موبایلم را که قطع کردم، حسام با دیدن رنگ زردم خندید و گفت:

-اوه، اوه! بابا حاجی می‌خواد گردن بزنه؟

از جا پریدم و گفتم:

-حسام، ماشین داری؟

-آره.

-لطفا من رو برسون خونه مهسا. الان نریمان میاد دنبالم.

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان صدای پای خدا، دانلود pdf رمان پشت صدای پای خدا


دانلود کتاب رمان صدای پای خدا

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آروم دل

دانلود کتاب رمان آروم دل

دانلود کتاب رمان آروم دل

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 182

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آروم دل روایتگر دختری به اسم دلارام، دختری از قشر بالای جامعه است که قصد دارد با مردی که وضع مالی خوبی ندارد ازدواج کند اما با مخالفت شدید پدرش همراه می‌شود.

در قسمتی از رمان آروم دل می‌خوانید:

من فقط با مهراب ازدواج میکنم یا مهراب یا هیچ کس فهمیدی بابا یا اون یا هیچکس…

بابا نگام کرد نگاهش کردم چشای بابا از خشم قرمز شده بود نفس‌های عصبی میکشید واقعا ترسیده بودم ازش ولی خودم رو نباختم اصلا بالاخره دختر خودش بودم و مثل خودش سرتق و لجباز بودم یه تصمیم میگرفتن یه دنیا هم جلوم میومد جلو دارم نبود گستاخانه زل زدم تو چشای بابا هر لحظه شقیقه بابا بیشتر میزد… و بعد فریاد بابا گوشم رو کر کرد:

تو بیخود میکنی دختره‌ی خیره سر جرئت داری یه بار دیگه اسم اون پسره رو به زبون بیار.

زل زدم تو چشای بابا اشک از چشام چکید زدم تخت سینه‌ام مشت زدم به قلبم و فریاد زدم: بابا این قلبم رو میبینی این قلب فقط به عشق اون پسره میزنه این نفس‌هارو فقط به عشق اون میکشم این قلب با هر بار تپیدن اسم اونو فریاد میزنه میگه مهراب مهراب صدبار دیگه هم بگی بزنی تو دهنم میگم مهراب دوسش دارم عاشقشم واسش میمیرم اصلا بابا یا مهراب یا هیچ کس قلبم فقط به اسم اون سند زده شده مالک قلبم اونه نه هیچ کس…

سیلی بابا خفم کرد صورتم سوخت اشکام بیشتر چکید شوری خون رو حس کردم تو دهنم آخ چقدر درد داشت. واسه اولین بار بابا دست روم بلند کرد.

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان آروم دل، دانلود pdf رمان آروم دل، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب آروم دل


دانلود کتاب رمان آروم دل

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان عاشقتم دیوونه

دانلود کتاب رمان عاشقتم دیوونه

دانلود کتاب رمان عاشقتم دیوونه

نویسنده: حانیا بصیری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 543

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان عاشقتم دیوونه نوشته حانیا بصیری درباره دختریه که از قشر تقریبا متوسط جامعه است و شغل پدر مادرش سرایداریه. دیانا دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده است، اما با وجود اینکه پدر و مادرش تلاش می‌کنند تا دخترشان هیچ کم و کسری در زندگیش احساس نکند اما دیانا دوست دارد روی پای خودش بایستد….

در قسمتی از رمان عاشقتم دیوونه می‌خوانید:

از جام بلند شدم و کوله پشتیمو رو شونم انداختم و راه افتادم تو حین راه به ماشین‌های گرون قسمت تو خیابون نگاه میکردم و هر چند دقیقه یکبار از حرص یه لگد بهشون میزدم و در میرفتم والا بچه خرپولای تازه به دوران رسیده. خدایا صنمت رو شکر یکی مثل اینا انقدر پولدار یکی مثله، مثله به اطراف نگاه کردم، نه دیگه بی‌انصافیه، ما انقدر بدبخت نیستیم یه زن فقیرو بغل خیابون در حال گدای دیدم.

سریع گفتم:

مثل این، خدایا ببین این انصافه!!؟ نه من میخوام بدونم این انصافه؟

یهو صدای زنگ گوشیم بلند شد. ولی نه زنگ گوشی من نبود!

برگشتم دیم همون زنه گوشی شو درآورده داره حرف می‌زنه.

اولش جا خوردم بعدش گفتم:

که چی؟ مگه فقیر بیچاره دل نداره اینم گوشی لازم داره خو.

یکم برگشتم عقب، با چشمای درشت شده از تعجب گفتم:

لامصب آخه اپل؟

رو به آسمون کردمو گفتم:

خدایا، اوکی حله، خودت کاراتو بهتر میدونی.

کلمات کلیدی: دانلود pdf رمان عاشقتم دیوونه، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب عاشقتم دیوونه، رمان اجتماعی، دانلود رمان عاشقتم دیوونه


دانلود کتاب رمان عاشقتم دیوونه

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

دانلود کتاب رمان گمشده‌ای در رویا

دانلود کتاب رمان گمشده‌ای در رویا

دانلود کتاب رمان گمشده‌ای در رویا

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 112

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.3 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان گمشده‌ای در رؤیا درباره دختری به اسم نفس دانشجوی رشته پزشکی است. نفس دلباختهٔ فرهاد یکی از همکلاسی‌های است ولی فرهاد به نفس توجهی نداره با این وجود نفس هر بار بیشتر عاشق فرهاد می‌شود.
پس از مدتی فرهاد از نفس خواستگاری می‌کند که این درخواست باعث تعجب نفس می‌شود و..
در قسمتی از رمان گمشده‌ای در رؤیا می‌خوانید:
در محوطه بیرون نشستیم. بهم چسبیده بودیم تاگرم شویم.
به آسمون نگاه کردم پرازستاره بود. یه ستاره پرنور توجهمو جلب کرد. نگاش کردم.
باصدای فریال به خودم آمدم: کاش احسان اینجا بود!
مارال سرشو روی شانه فریال گذاشت وگفت: وساسان!
منم سرمو روی شونه مارال گذاشتم وگفتم: بی معرفتاپس فرهادمن چی میشه؟!!!!!
مارال باشه اونم بیاد! –
بغض کرده بودم کاش این آرزویم برآورده می‌شد!
یعنی روزی می‌رسه که ما با هم بیایم اینجا؟!
جلوی چشمهام تارشده بود. بالاخره اشکها جاری شدند! پاکشون کردم و صاف نشستم.

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان گمشده‌ای در رویا، دانلود pdf رمان گمشده‌ای در رویا، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب گمشده‌ای در رویا


دانلود کتاب رمان گمشده‌ای در رویا

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

دانلود کتاب رمان هامون هلیا بحری

نویسنده: هلیا بحری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 205

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 946 کیلوبایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان هامون نوشته هلیا بحری داستان دختری به نام هانا است که تصمیم می‌گیرد با صمیمی‌ترین دوستانش به مسافرت شمال برود. آن‌ها وقتی در دریا مشغول آب بازی بودند موج بزرگی هانا را با خودش می‌برد.

وقتی که هانا با مرگ دسته و پنجه نرم می‌کرد فردی او را نجات می‌دهد و هانا فقط از آن ناجی چشم‌هایش رو به یاد دارد چشمهایی که متعلق به کسی هست که زندگی‌اش را نجات داده است. آن چشم‌های محصور کننده خواب و خوراک رو از هانا می‌گیرد و هانا به دنبال ناجی خودش .می‌گردد

در قسمتی از رمان هامون می‌خوانیم:

با صدای بوق ماشینی از فکر بیرون اومدم. هومن بود.

تنها نبود. بابک هم همراهش بود. سقف ماشینشو جمع کرده بود و به همین دلیل صداشو خیلی خوب می‌شنیدم.

_نمیری کنار خوشگله؟

من که تازه به خودم اومده بودم سلام کردم. هردو جوابمو دادن.

_برو کنار دیگه پدر سگ دیرم شد

_خاک بر سرت هومن. نمیگی الان بابا بشنوه چشمهاتو در میاره؟

_بابا خونه نیست. جون هومن برو کنار دیرم شد.

دنده عقب از باغ بیرون رفتم تا بتونه رد شه. وقتی داشت رد می‌شد یه لحظه کنار ماشین من نگه داشت. بابک گفت:

_شمال رفتنتون قطعی شد؟

هومن گفت:

چشمم روشن. دختر مجرد و شمال؟ برو تو خونه تا پدر پدرسوختتو نیاوردم جلو چشمت.

کلمات کلیدی: دانلود pdf رمان هامون، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب هامون، رمان اجتماعی، دانلود رمان هامون, فوجی بوک, free download book,رمان اجتماعی,جزوات درسی,کتب دانشگاهی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان هامون

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق

دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق

دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 2144

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 12.6 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان سفر به دیار عشق داستان دختری تنهاست که همهٔ خانواده او را مقصر اصلی مرگ خواهرش می‌دادند. چهار سال است که همه از او متنفرند پدر، مادر، برادر، حتی همهٔ فامیل با نگاه‌های پر از نفرت دلش رو بدرد می‌آورند…

فقط و فقط به جرم بی‌گناهی، بی‌گناهی که در دادگاه همه گناهکار است، تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه‌ای رو میبیند که از هر آشنایی برایش آشناتر است یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه‌ای براش غریبه تر… خودش هم نمی‌داند ولی این می‌شود نقطهٔ آغاز دوباره ….

در قسمتی از رمان سفر به دیار عشق می‌خوانید:

به طرف در رئیس شرکت میرم… چند ضربه به در میزنمو درو باز می‌کنم صدای بفرمایید یه پسر رو می‌شنوم… با شنیدن صداش ضربان قلبم بالا میره… خدایا یعنی خودشه… دستام بی اختیار به سمت دستگیره در میرن و درو باز می‌کنند…. به داخل میرم… خشکم میزنه… خدایا باورم نمیشه… خودشه… خوده خودشه… سرش پایینه و داره چیزی مینویسه… وقتی صدایی از جانبه من نمیشنوه سرشو بلند میکنه اونم خشکش میزنه… بعد از چهار سال بالاخره دیدمش… یه دنیا حرف باهاش دارم ولی هیچکدوم رو نمیتونم بهش بگم…

دوباره تو چشمام یه دنیا غم میشینه و دلم گریه میخواد… دوست دارم تنها باشمو تا میتونم گریه کنم… به خودش میاد و پوزخندی میزنه… با لحن خشکی میگه: بفرمایید

نگامو ازش می‌گیرم…اون دیگه ماله من نیست پس این نگاه‌ها چه فایده‌ای داره… سعی می‌کنم بی تفاوت باشم… خونسرده خونسرد… آرومه آروم… خیلی سخته ولی غیرممکن نیست… مهم نیست چقدر داغونم مهم آینه که در برابر دیگران نشکنم حتی آگه اون دیگری عشقم باشه… عشقی که هیچوقت سهمم نبود شاید هم بود ولی خودش نخواست که سهمم باشه… درو می‌بندم و داخل اتاق میشم.. آهسته آهسته به سمت میزش قدم برمیدارم بدون هیچ حرفی معرفی نامه رو روی میزش میذارم و دورترین مبل از اون رو انتخاب میکنمو میشینم.

با پوزخند میگه: اینقدر بیکار نیستم که نامه‌های عاشقانهٔ جنابعالی رو بخونم… مگه خبر نداری که نامزد کردم؟… من زن …
می‌پرم وسط حرفشو با خونسردی تصنعی میگم: معرفی نامه ست.

با تعجب میگه: چدی؟

نمیدونم این آرامش از کجا میاد اما حس می‌کنم خیلی آرومم با یه آرامش خاصی میگم: بنده فقط برای کار اینجا اومدم… اگه با من مشکلی دارین میتونین قبولم نکنید.

با پوزخند میگه: میخوای باور کنم؟

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب سفر به دیار عشق، رمان اجتماعی، دانلود رمان سفر به دیار عشق، دانلود pdf رمان سفر به دیار عشق


دانلود کتاب رمان سفر به دیار عشق

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آرامش حضور تو

دانلود کتاب رمان آرامش حضور تو

دانلود کتاب رمان آرامش حضور تو

نویسنده: مطهره علیزاده

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 397

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آرامش حضور تو نوشته مطهره علیزاده داستان آرزو و امیدی است که قصد ازدواج دارند ولی جواب آزمایش همه چیز رو بهم می‌زند. امید با دخترخاله‌ی خودش نامزد می‌کند و آرزو می‌ماند و دنیایی از تنهایی…

با ورود شخصیت غریبی به اسم امیرعلی به زندگی آرزو همه چیز تغییر می‌کند… و باید دید امیرعلی چطور آرزوی ناامید را به زندگی برمی‌گرداند… آیا این دو می‌توانند در کنار هم زوج خوشبختی باشند در صورتی که آرزو هنوز هم به امید فکر می‌کند؟

در قسمتی از رمان آرامش حضور تو می‌خوانیم:

درست یک هفته از آن روز لعنتی می‌گذشت و من بدون آنکه در این مدت حتی مکالمه‌ای با امید داشته باشم در پی خبری سر می‌کردم. درب اتاقم با چند تقه‌ای که به در خورد به آرامی باز شد. برادر بزرگم در حالی که پاکتی به دست داشت قدمی به سمتم جلو آمد. در چشمانش نگرانی و اضطراب موج میزد. آب دهانم را قورت دادم و با صدایی که خود نیز به سختی می‌شنیدمش پرسیدم:

چیزی شده؟

آرمان پاکت طلایی رنگ را به سمتم دراز کرد:

بخونی متوجه میشی!

با تردید پاکت را از دستش کشیدم و نگاهی گذرا به جلدش انداختم. کارت دعوتی بود. اما برای کجا؟ کاغذ را از پاکت بیرون کشیدم و بازش کردم.

دو اسم نوشته شده روی کاغذ نگاهم را میخکوب کرد! “امید و ندا” جشن عقد… روز… ساعت… به صرف… باغ پذیرایی

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه, دانلود رمان آرامش حضور تو, دانلود pdf رمان آرامش حضور تو، رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه, دانلود رایگان کتاب آرامش حضور تو, خلاصه کتاب, جزوات درسی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان آرامش حضور تو

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی

دانلود کتاب رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی

دانلود کتاب رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی

نویسنده: نازنین دهقان منشادی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 148

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان ستایش نوشته نازنین دهقان منشادی داستان زندگی دو وکیل موفق و معروف است که بسیار به هم علاقمند هستند. اما اتفاقاتی رخ می‌دهد که باعث می‌شود از هم جدا شوند دختر داستان می‌خواهد با فرد دیگری ازدواج کند اما…

در قسمتی از رمان ستایش می‌خوانیم:

به سمت صدا برگشتم. الهام دوست دوران دانشگاهم بود.

سلام الهام خوبی؟

خوبم مرسی. تو خوبی؟ تعریفتو زیاد شنیدما!

تعریفمو؟؟؟

آره دیگه، سرکار خانم امیدی که دیروز روی آروین هدایتو کم کرد.

خندیدم: تو از کجا می‌دونی؟

تو دفتر آروین کار می‌کنم.

یه فکر شومی به سرم زد.

یه کاری بخوام برام انجام میدی؟

با تعجب نگاه کرد: اوهوم

می‌تونی هدایت وکالت هر کی رو قبول کرد بهم بگی؟

حتما میخوای تو هم بری وکالت طرف مقابلو قبول کنی. جنگ میخوای راه بندازی؟

خندیدم: قبول می‌کنی؟

اره شمارمو بزن و خندید.

کلمات کلیدی: رمان اجتماعی، دانلود رمان ستایش، دانلود pdf رمان ستایش، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب ستایش, کتاب داستان ایرانی, رمان فارسی, فوجی بوک, free download book, خلاصه کتاب, کتب دانشگاهی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان ستایش از نازنین دهقان منشادی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان آشوب – رمان عاشقانه

دانلود کتاب رمان آشوب – رمان عاشقانه

دانلود کتاب رمان آشوب - رمان عاشقانه

نویسنده: رویا رستمی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 483

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 7.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان آشوب نوشته رویا رستمی داستان زندگی دختری است که به پدر خود را از دست می‌دهد و به این خاطر مجبور می‌شود همراه با نامادری‌اش از خانه خود دور شود و به زادگاه نامادری‌اش برود. نامادری او برادری مغرور و جذاب دارد که این دختر با او مواجه می‌شود.

در قسمتی از رمان آشوب می‌خوانیم:

آروم باش فردین می‌شنوه.

اتفاقا دارم میگم بشنوه.

فردین اینجا خونه‌ی منه دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی.

خونه‌ی شما بود خواهر، فرهاد مرد اینجا فقط ماتمکده‌ی عشقتون شده.

فردین؟

چیه دروغ میگم؟ مگه بخاطر فرهاد نبود پا رو دل بابا و مامان گذاشتی و اومدی زن مردی شدی که زن طلاق داده با یه بچه سه ماهه؟ مگه همین کارات بابا و مامانو دق نداد؟ حالا دیگه چته؟ بند اون دختربچه‌ای؟ لازم نیست براش دل بسوزونی، سر مراسم که فامیلاش خیلی براش بال بال می‌زدن.

فردین اون دختر منه انگار یادت رفته؟

فردین پر از تمسخر گفت: دخترت؟ دقیقا چه نوع دختری؟ غیر از اینکه فقط بزرگش کردی؟ وظیفه‌ات که نبود اما تا اینجا رسوندیش از اینجا به بعدش دست خودش، می‌تونه روی پای خودش وایسه.

کلمات کلیدی: دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب آشوب، رمان اجتماعی، دانلود رمان آشوب، دانلود pdf رمان آشوب، رمان عاشقانه, رمان فارسی, فوجی بوک, free download book, دانلود pdf رمان آشوب, جزوات درسی, book, pdf, ebook


دانلود کتاب رمان آشوب

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 105

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 1.5 مگابایت

منبع: ketabsabz

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان گلوله‌ای از بغض داستان دختری مهربان و مظلوم اما فقیر و بی‌پول به اسم شهگل است، این دختر به خاطر نبود خانواده در کناره زنی بدجنس زندگی می‌کند، اما آنقدر مظلوم بوده که نمی توانست کاری را که زن می‌خواهد را انجام بدهد اما…

در قسمتی از رمان گلوله‌ای از بغض می‌خوانید:

رینتا: راستی عرفان کجاست؟؟ میخوام در مورد فشن شو ی امشب باهاش صحبت کنم.

ارمیا اخمی کرد و به نظرش این دختر برای فشن شو خوب نبود.

ارمیا: فشن امشب با منه.

و شهگل گیج بود، و نمیدانست که ارمیا صاحب شرکت مد و فشن بود؟؟ یا حتی نمی‌دانست که این شرکت پر از دختر‌های رنگین رو بود؟؟؟

رینتا رو به ارمیا کرد و گفت

رینتا: ارمیا من باید باهات صحبت کنم

صدای در نگاه قهوه رنگ شهگل را برگرداند السا بود که از در اتاق بیرون آمده بود و چشم‌های سبزش به گوشی صورتی رنگش بود که با حس سنگینی نگاه قهوه رنگ شهگل به او نگاهی کرد بی تفاوت بود اما این دختر زیادی زیبا بود.

السا: هوم؟؟؟کاری داری؟؟خب بیا بریم صبحانه دیگه

شهگل لبخندی زد و به ارمیای اخمو نگاه کرد و آرام و خجول گفت

شهگل: آقا نمیاین برای صبحانه؟؟؟

ارمیا سریع تغیر نگاه داد و لبخند صمیمانه ای به او زد و این دل شهگل قدر مهربان بود

ارمیا: تو برو بخور من خوردم

شهگل پا برای قدم برداشت که پسرک چشم رنگین با مهربانی صدایش زد

ارمیا: شهگل

نفس در سینه اش حبس شد و فقط برادر 5 سال بزرگ تر از خودش اینگونه صدایش میزد

ارمیا: بعد از صبحانه بیا اتاقم…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب گلوله‌ای از بغض، رمان اجتماعی، دانلود رمان گلوله‌ای از بغض، دانلود pdf رمان گلوله‌ای از بغض, فوجی بوک, دانلود رایگان کتاب, free download book, خلاصه کتاب, جزوات درسی, book, ebook, pdf, جزوه, کتب دانشگاهی


دانلود کتاب رمان گلوله‌ای از بغض

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان شاهد من pdf

دانلود کتاب رمان شاهد من pdf

دانلود کتاب رمان شاهد من pdf

نویسنده: زهرا دباشی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 310

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان شاهد من نوشته زهرا دباشی داستان زندگیِ پر پیچ و خم دختری بیست و شش ساله به اسم ترانه که به دلایل خانوادگی عصبی و پرخاشگر و تا حدی افسرده، است. یک مسافرت ساده، یک حال و هوا عوض کردن عادی زندگی ترانه رو به کل تغییر می‌دهد و او را وارد مسیری می‌کند که خیلی اتفاقات جدید وارد زندگی‌اش می‌شود و…

در قسمتی از رمان شاهد من می‌خوانید:

تمام وجودم از حرص و نفرت پر شد وبا تن صدایی بلند داد کشیدم:

_ جهنمم بدون تو خوش می‌گذره تا بهشتی که تو، اونجا باشی.

پوزخندی زد به ناخن‌های مانیکور شده اش نگاه کرد، او روش‌های جوشی کردن من را بلد بود:

_ جهنم! همون جایی که پدرت واست جا رزرو کرده؟ باشه برو، توام مثل پدرت…

میان جملاتش بغض به گلویم چنگ زد و کل تنم شد نبض!

بدون آنکه مغزم فرمانی بدهد و قبل از پایان جمله اش گلدان شیشه ای ظریف که روی میز عسلی بود را برداشتم و با شتاب به سمتش پرتاپ کردم. نفس هایم به شماره افتاده بود و حس ضعف وجودم را پر کرده بود.

انگار که پاهایم تحمل وزنم را نداشت. صدای جیغی که از شیشه ی وارد شده در ساق پایش کشیده بود عجیب می‌چسبید و لذت بخش بود. اما کاملا آرامم نکرده بود. از عصبانیت دستم را مشت کردم و بی توجه به پای خونی اش و اشک تمساح روی صورتش که همیشه پدرم را فریب می‌داد جیغ کشیدم:

_ ازت متنفرم. بابام بخاطر تو مرد. فقط منتظرم. ارکیده منتظرم بمیری تا بیام سر قبرت از خوشحالی بخندم شادی کنم که ادم کثیفی مثل تو مرده. متنفرم ازت. تو آدم نیستی، حیوونم نیستی، تو هیچی نیستی. تو یه نامردی که وجدان نداره. از این که تو مادرمی می‌خوام بمیرم. تو هم مطمئن باش یه روزی، یه جایی، تقاص کل این نامردی بازی هاتو پس می‌دی و اون روز می‌شه جشن من.

گلویم درد گرفت، از بغض خفه شده ی بیخ گلویم تا اشک هایم را طی داد زدن نگه دارد و جیغی که زده بودم. او حق نداشت درباره‌ی مردی که اسطوره ی من است اینگونه حرف بزند.

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب شاهد من، رمان اجتماعی، دانلود رمان شاهد من، دانلود pdf رمان شاهد من, فوجی بوک, رمان مشهور, free download book, دانلود رایگان کتاب, جزوات درسی, خلاصه کتاب, book


دانلود کتاب رمان شاهد من pdf

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان چرخه عشق ما سه نفر

دانلود کتاب رمان چرخه عشق ما سه نفر

دانلود کتاب رمان چرخه عشق ما سه نفر

نویسنده: کیانا بهمن زاده

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 269

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.4 مگابایت

منبع: ketabsabz

توضیحات درباره کتاب

کتاب چرخه عشق ما سه نفر نوشته کیانا بهمن زاده رمانی کاملاً طنز و در عین‌ حال عاشقانه‌ای است و داستان زندگی دو پسر بسیار جذاب به اسم‌های آیدین فرخی و آرمان رادمهرو به همراه یک دختر شیطون به اسم عسل رادمهر است. عسل و آرمان با هم فامیل‌اند و آیدین هم دوست بسیار صمیمی و چندین ساله آرمان است. آرمان و آیدین روی عسل تعصب دارند و خیلی هم او را دوست دارند اما با ورود پسری به نام اشکان پاک‌نژاد زندگی عسل و رابطه‌اش با آرمان و آیدین کمی به هم می‌خورد و اتفاقاتی برایشان می‌افتد که عسل اصلاً انتظار ندارد …
در قسمتی از رمان چرخه عشق ما سه نفر می‌خوانیم:

وقتی 13 سالم بود همراه پدرومادرم می‌رفتیم شمال من تک فرزند و دردونه بابام بودم اما اون شب شوم ما با یه کامیون تصادف کردیم… پدرومادرم فوت شدند تمام دارایی و اموالمون روفروختم شد 100 میلیون تومن و با اون پول راننده کامیون رودادم چون پدرمن مقصربود… اما خودم جایی رو دیگه نداشتم برم نه کسی نه کاری نه قومی نه دوستی… روی یکی از پله‌های بانک نشسته بودم که یک ماشین کمری مشکی خوشگل جلوم وایستاد ترس برم داشت… یک مرد مسن خوش قیافه وخوش هیکل که عجیب شبیه پدرم بود اومد سمتم وگفت: دخترم شما این موقع شب زیربارون چی کارمی‌کنی می‌دونی الان پدرومادرت نگرانت شدن…

اون موقع حتی نفهمیده بودم که بارون شروع کرده به باریدن تمامی ماجرا رو براش تعریف کردم که با خوشرویی گفت: بلندشو بریم خونه ما…خونه ما بزرگه و جا برای تو هم هست مثل دختر نداشتم ازت مراقبت می‌کنم.

کلمات کلیدی: دانلود رمان چرخه عشق ما سه نفر، دانلود pdf رمان چرخه عشق ما سه نفر، رمان عاشقانه، رمان طنز، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب چرخه عشق ما سه نفر، رمان اجتماعی, free download book, دانلود رایگان کتاب, دانلود pdf چرخه عشق ما سه نفر


دانلود کتاب رمان چرخه عشق ما سه نفر

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان دلنواز عشق pdf

دانلود کتاب رمان دلنواز عشق pdf

دانلود کتاب رمان دلنواز عشق pdf

نویسنده: مریم پیران

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 150

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل:2.1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتابدلنواز عشق به قلم مریم پیران به تحریر درآمده است. زندگی دیکته‌ای نیست که آن را به ما گفته بودند و گفته باشند و خواهند گفت! زندگی مقدمه‌اش انشایی است که تنها باید خود بنگاریم; باشد که موضوع انشای زندگیت خدا… و انتهایش نگاه او باشد… آمین خدا در مکان‌های دور از انتظار، عشق او به دست افرادی دور از انتظار… و در مواقعی تصور ناپذیر… معجزات خود را به انجام می‌رساند… غیر ممکن وجود ندارد!… همیشه، همیشه و همیشه امیدی هست، برای آن مهربان توانا…!

در قسمتی از رمان دلنواز عشق می‌خوانیم:

یه نگاه به ساعتم انداختم دیرم داشت می‌شد قدم‌هام و سریع‌تر برداشتم من رشتم تجربیه سال چهارم دبیرستان و هجده ساله هستم رسیدم مدرسه خیلی خلوت بود وکلاسم شروع‌شده بدبخت شدم رسیدم دم کلاس یه نفس عمیق کشیدم و چند تقه به در زدم با صدای بفرمایید وارد کلاس شدم که خانوم قربانی دبیر زیست گفت:

دلنوازجان چرا اینقدر دیراومدی دخترم؟
شرمنده یه مشکلی برام پیش اومده بود
خانوم قربانی: باشه دخترم چون بار
اولین بارته می‌بخشم می‌تونی بشینی.
چشم مرسی
رفتم نشستم کنار الناز

اشاره کرد به چشمهام و یواش پرسید چی شده باز؟ هه یعنی اینقدر تابلو بود که زود فهمید اروم زمزمه کردم: بیخیال سرش و به نشونه‌ی تاسف تکون داد و حواسش و به درس داد. اما من نمی‌تونستم تمرکز کنم ذهنم می‌رفت سراغ دوسال پیش که تو رفت و امد‌هام از مدرسه تا خونه یک مزاحم سیریش داشتم اون روز تا دیر وقت کلاس داشتم و وقتی که برگشتم کوچه‌ها خلوت بود نزدیک خونه مون بودم که یکدفعه یه 206 سفید جلوم و گرفت وقتی پیاده شد تازه فهمیدم همون پسر مزاحم است اومد پایین و گفت: می‌خوام باهاتون حرف بزنم…

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رایگان کتاب دلنواز عشق، رمان اجتماعی، دانلود رمان دلنواز عشق، دانلود pdf رمان دلنواز عشق, فوجی بوک, بهترین رمان های دنیا, مشهورترین رمان های ایرانی, free download book, جزوات درسی, خلاصه کتاب


دانلود کتاب رمان دلنواز عشق

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

دانلود کتاب رمان من نفسم pdf

نویسنده: زهره بیگی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 408

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 3.5 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

داستان کتاب من نفسم نوشته زهره بیگی راجع به دختری است به نام سحر که عاشق پسرخاله‌اش می‌شود علاقه‌ آن‌ها دو طرف است ولی خاله‌ی او خواهرش رو برای پسرش خواستگاری می‌کند و…

در قسمتی از رمان من نفسم می‌خوانید:

وقتی از جاروکشی فارغ شدم صدای زنگ حیاط تو خونه پیچید داخل حیاط دویدم و گفتم :کیه؟

منم سحر بازکن دستام افتادن. لبخندی بی‌اختیار روی لبام اومد. مرتضی بود پسرخاله مهشیدم. اون هم با شعر دوستای جدانشدنی‌ای بودن. 23 سالش بود، یعنی هفت سال بزرگترازمن. ومن کشش خاصی بهش داشتم. البته اون وقت‌ها مفهوم درست این حسم رو نمیدونستم. دوست داشتم ساعت‌ها نگاهش روبه من بدوزه وباهام حرف بزنه. هر وقت به دیدن بابا می اومدوباهم هم‌کلام می‌شدند و بیشتربه نثروشعر باهم حرف می‌زدند به جمع دو نفرشون اضافه می‌شدم و خودم رو قاطی بحث‌هاشون می‌کردم ولذت می‌بردم. مرتضی با تحسین بهم می‌گفت: تو معنی و مفهوم بعضی از حرفات میمونم با این سن کمت درک بالایی از کنایه و شعر داری.
…و من با خنده می‌گفتم: شاگرد هم قبول می‌کنما

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، رمان اجتماعی، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان من نفسم، دانلود رایگان کتاب من نفسم، دانلود pdf رمان من نفسم, book, ebook, pdf, جزوه, فایل


لینک دانلود کتاب رمان من نفسم

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان نیلوفری از جنس تنهایی

دانلود کتاب رمان نیلوفری از جنس تنهایی

دانلود کتاب رمان نیلوفری از جنس تنهایی

نویسنده: نیلو امیری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 502

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.9 مگابایت

منبع: ketabsabz

توضیحات درباره کتاب

کتاب نیلوفری از جنس تنهایی به قلم نیلو امیری به تحریر در آمده است. این رمان روایت زندگی دختری به نام نیلو است، داستان از جایی شروع می‌شود که نیلوی قصه برای انجام کارهای خیر هر روز به کودکان سرطانی سر می‌زند و در همان حین متوجه می‌شود که ….

در قسمتی از رمان نیلوفری از جنس تنهایی می‌خوانید:

در حالی که قهوم رو داشتم می‌خوردم از پنجره‌ی اتاقم بیرون رو نگاه می‌کردم.

هوا بارونی بود و من همیشه عاشق این بودم که از پشت شیشه به قطره‌های بارون نگاه کنم.

نمی‌دونم چرا ولی همیشه این کار بهم آرامش میداد.

باغ خونه انگار مثل بهشت شده بود هروقت بارون میومد همه چیز از نظرم قشنگ‌تر می‌شد.

لیوانی که حالا از قهوه خالی شده بود رو گذاشتم رو میز.

در همین حین موبایلم زنگ خورد.

کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، رمان طنز، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب نیلوفری از جنس تنهایی، رمان اجتماعی، دانلود رمان نیلوفری از جنس تنهایی, فوجی بوک, مجموعه کتاب های نیلو امیری, نویسندگان ایرانی, book, pdf, free download book


دانلود کتاب رمان نیلوفری از جنس تنهایی

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان شب برهنه pdf

دانلود کتاب رمان شب برهنه pdf

دانلود کتاب رمان شب برهنه pdf

نویسنده: زهرا شجاع

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 610

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.94 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان شب برهنه نام عنوان کتابی است که به قلم زهرا شجاع نوشته شده است.

خودکار را بارها بارها درون انگشتان یخ زده‌ام می‌چرخاندم و برگ‌های سفید را نظاره می‌کنم. حس می‌کنم بالاخره وقت اون رسیده باشه تا دوباره بعد از مدت‌ها شروع به نوشتن کنم ولی نمی‌دونم ازکجا باید شروع کنم؟ شاید بهتر باشه از شکست‌هام بنویسم از آدم‌هایی که کوچکترین حسی به اطرافشان ندارن و شاید روزی رسد که پشیمون شدن، روزی که خیلی دیره کسایی که دوستی کردن و خنجر زدن و من چشم رو گناهشان بستم….

قسمتی از رمان شب برهنه را می‌خوانید:

دیدنت در روز اول قابل تفسیر نیست
چون تویی هرگز ندیدم ای خدا تقدیر چیست؟
به ط ی ی،ط ی م ومریض رخ تو!
فکر و ذکرم تو شدی دیگر مرا تدبیر نیست.
به چه تفسیر کنم حال خوشم را با تو
به یکی دشت پر از نرگس و یاس؟
یا به روز روشنی که روشن از نگاه توست
یا به یک شام سیه،که میدرخشی در آن
من به سکوت ثانیه عادت کردم
دل پرغصه ام را کلی ملامت کردم
در پس پرده ی شب به امتداد کهکشان،
من بهار عشو را با تو باور کردم
تا تو را دیدم این قافیه از بر کردم
من با ترنم چشای ابریم این شبِ برهنه را سر کردم.

کلمات کلیدی: دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب شب برهنه، رمان اجتماعی، دانلود رمان شب برهنه، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان طنز, free download book, دانلود کتب دانشگاهی, جزوات درسی, خلاصه کتاب, book, ebook, pdf


دانلود کتاب رمان شب برهنه pdf

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب پانیذ نیمه شب آمد pdf

دانلود کتاب پانیذ نیمه شب آمد pdf

دانلود کتاب پانیذ نیمه شب آمد pdf

نویسنده: غزاله وکیل

موضوع: کتاب‌های داستان

تعداد صفحات: 55

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 600 کیلوبایت

توضیحات درباره کتاب

داستان کوتاه پانیذ نیمه شب آمد پنجمین نوشته غزاله وکیل که درباره‌ی دختر جوانی است که نیمه شب از یک مهمانی می‌گریزد اما این همه ماجرا نیست.
در قسمتی از داستان کوتاه پانیذ، نیمه شب، آمد می‌خوانید:

پانیذ گیج بود و نمی‌دانست چه مدت است که روی این میز به خواب رفته است، آخرین چیزی که به یاد می‌آورد این بود که با شیرین توی تراس ایستاده بودند پریشان و مبهوت روی صندلی نشسته بود و با دقت به صداهایی که می‌شنید، گوش می‌داد. چیزی درونش به جنب وجوش افتاده بود تنها چیزی که در این لحظه درک می‌کرد این بود که باید فرار کند با سختی از جایش بلند شد سرش گیج می‌رفت نمی‌دانست باید چه کار کند چند بار با وضعیتی مسخره دور خودش چرخید و تلوتلوخوران خودش را به نرده‌های فلزی تراس رساند و ارتفاع تراس تا زمین را نگاه کرد طبقه چهارم بودند زمین جلوی چشمش دور و نزدیک می‌شد، صدای ضربه‌ای به درب اتاق را شنید ترس همه وجودش را گرفت بدون فکر و تصمیمی با حرکتی سریع خودش را از نرده‌ها آویزان کرد و تاب خورد و تاب خورد و هم‌زمان با باز شدن درب تراس خودش را به درون تراس طبقه پایین پرتاب کرد و محکم به دیواره و کف تراس پایینی برخورد کرد تمام تنش درد گرفت و بی‌اختیار اشک‌هایش جاری شد و هم‌زمان با افتادن او صدای مرد بسیجی از تراس طبقه بالا آمد که با صدای بلندی گفت: کسی اینجا نیست.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه، دانلود داستان کوتاه، دانلود داستان کوتاه پانیذ نیمه شب آمد، دانلود داستان کوتاه پانیذ نیمه شب آمد pdf، داستان، دانلود داستان، دانلود داستان اجتماعی


دانلود کتاب پانیذ نیمه شب آمد pdf

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

نویسنده: ناشناس

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 487

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 2.42 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری داستان زندگی دختری به نام نیاز که تنها دختر ارباب است. پدر نیاز انتخاب سختی را جلوی پای او می‌گذارد. و نیاز درگیر این انتخاب می‌شود و مجبور به این انتخاب است.

در قسمتی از رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری می‌خوانیم:

با خیال راحت و آرامش تمام رفتم رو سنگ دراز کشیدم که رو به آبشار بود، البته از پشت !حالا باید فکر می‌کردم به همه چی… اوقات پراسترس و پر فکرم رو اینجا می گذروندم؛ پر از اکسیژن زنده بود .به آب‌ها نگاه کردم و حرف زدم:

-سلام خدا!خوبی؟من که خوبم اما درگیرم …می‌بینی خدا جونم؟باید انتخاب کنم! نمی‌دونم درست و غلطش چیه، نمی‌دونم چیکار کنم؛ اونا خیلی زود می‌خوان همه چی رو تموم کنن، مشخصه راضی نیستن !حتی تاریخ رو مشخص کردن، یه ماه دیگه، پس من الان دارم به چی فکر می کنم؟ آهان! به اینکه بابا گفت تصمیم با منه!

کلمات کلیدی: دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب اجبار اختیاری اختیار اجباری، رمان اجتماعی، دانلود رمان اجبار اختیاری اختیار اجباری، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه, فوجی بوک, دانلود رایگان کتاب, free download book, رمان اجتماعی, کتب دانشگاهی, جزوات درسی, book, ebook, pdf


دانلود کتاب رمان اجبار اختیاری، اختیار اجباری

دسته‌ها
رمان

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم pdf

نویسنده: نرگس نجمی

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 1076

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

حجم فایل: 5.1 مگابایت

توضیحات درباره کتاب

کتاب رمان فردا زنده می‌شوم به قلم نرگس نجمی نوشته شده است.

خلاصه‌ای از داستان رمان فردا زنده می‌شوم:

وارد باغ بزرگ که بشوید دختری رو می‌بینید که با موهای گندمی و چشم‌های یشمی روی درخت نشسته، خورشید دختری از جنس سادگی، پای حرف‌هاش بشینید برای شما می‌گوید که پا به زندگی بهمن می‌گذارد. بهمن هم با هزار و یک دلیل که عشق به خورشید هیچ جایی در آن نداره با او ازدواج می‌کند.

اما خورشید هیچ‌ نصیبی از زندگی ندارد جز رانده شدن و می‌رود، می‌رود تا خودش را بسازد، تبدیل بشود به کسی که روزی بتواند برگردد، روزی که بتواند در مقابل تمام ظلم‌های اولین مرد زندگیش بایسته و حقش رو بگیره…
در قسمتی از رمان فردا زنده می‌شوم می‌خوانید:

خورشیدی که فروغ نداشت، میان تاریکیهایش نور خوشبختی را میان شما را دس مردی جستجو کرد که ریشه‌ی وجودش را خشکاند لحظه‌ی مردنش دستی منجی شد و او تکیه کرد به فردا فردایی که زنده شود و بازگردد تا دیروز سیاهش را رنگ امروز بزند. هر لحظه درگوش تمام حسرتها و آرزوهای برباد رفته‌اش زمزمه کرد” فردا زنده میشوم”

کلمات کلیدی: دانلود رمان اجتماعی، دانلود رایگان کتاب فردا زنده می‌شوم، رمان اجتماعی، دانلود رمان فردا زنده می‌شوم، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، رمان طنز, book, ebook, pdf


دانلود کتاب رمان فردا زنده می‌شوم